گزارش پیمایش روستای دلیر به درجان
پیمایش دلیر به درجان( جاده چالوس _شهسوار )
" به نام خداوند جان و خرد "
تاریخ : ۷و۸ و۹ شهریور ماه
نفرات برنامه : مجید ملک محمدی . مهدی احمدی .خانم ثمین جنگی
منطقه : البرز غربی. چین خوررگی تخت سلیمان
شروع برنامه : روستای دلیر جاده چالوس (۲۲۶۳متر )
اتمام برنامه : روستای درجان ( ۱۹۰۰متر )
مسافت پیموده شده : ۵۰ کیلومتر
کل ارتفاع صعود شده : ۳۹۶۹متر
بیشترین ارتفاع صعود شده :۴۶۸۰ متر خرسان جنوبی
مدت برنامه : دو نیم روز
نفرات تیم : مجید ملک محمدی . ثمین جنگی . مهدی احمدی
قله های صعود شده : لشگرک سربند . لشگرک بزرگ .گردون کوه جنوبی .گردون کوه شمالی . مناره .ستاره .خرسان جنوبی . خط الراس هفت خوان ( مجموع ۹ قله اصلی ) . لنگری ها
وضعیت آنتن دهی منطقه : تا قله لشگرک خوب بوده
از لشگرک تا قله لنگری آنتن دهی ضعیف میباشد .البته خط ایرانسل به هیچ عنوان در این منطقه آنتن نداشته و نسبتا راتل بهترین آنتن دهی در قله لشگرک و سمت هفت خوان ها داشته .
وضعیت آب و هوا : آفتابی ، نیمه ابری با وزش باد خفیف
طراح مسیر : مجید ملک محمدی
سرپرست برنامه : ملک محمدی
معرفی منطقه 👇👇👇
کوه وسیع ، پر حجم ، و بلند لشگرک بزرگ با چکادی هموار و پهناور و سنگ های خاکستری رنگ با ارتفاع ۴۲۵۶متر در موقعیت ۳۶/۲۰/۱۲۶ شمالی و ۵۰/۵۸/۸۶۹ شرقی توسط سنگ چین بلندی مشخص شده است .سوی شرق به نقار نقار لشگرک ، جنوب به طالقان ، شمال به حصار چال میرسد و غرب آن گردنه معروف هزار چم قراردارد .
دامنه های یخچالی و کمی پایین تر چراگاه ها ،چشمه ها،؛ورود های فراوانی به چشم میخورد .سوی شمال شرقی قله روستاهای پر جمعیت دلیر و الیت به چشم میخورد .
معمولا کاسه و فرورفتگی در قسمت قله ها دیده میشود.اما در قسمت دامنه شرقی و شمالی دوگودال و فرورفتگی بزرگی دیده میشود .که بر اثر تخریب و فرسایش یخچال به وجود آمده است .هر چند آثار کنده شدن بخش زیادی از بدنه شرقی آن وجود دارد .ولی از وسعت توده این کوه نکاسته است .واین کاسه های دامنه های لشگرک بزرگ ترین ذخیره گاه یخچالی سرشاخه های سردابرود میباشد .که از دامنه های منتهی به حصار چال شروع میشود .
زمستان لشگرک همانند صعود زمستانی قلل منار و گردون کوه . هزار چم مشکلی به خصوصی ندارد .صرفا مسائل مربوط رسیدن به دشت حصار چال سختی صعود این قله را دوچندان میکند .
به طور کلی چند مسیر برای رسیدن به قله لشگرک بزرگ تعریف میشود که شامل..
۱- مسیر ونداربن ، تنگ گلی ، حصار چال . لشگرک بزرگ
۲-روستای دلیر ، گردنه دوچاک ، نقار نقار لشگرک . لشگرک بزر.
۳-روستای پراچان طالقان .گردنه هزار چم .قله لشگرک بزرگ
۴ - روستای دلیر .خط الراس ماسه چال به لشگرک بزرگ و در آن سوی ماسه چال خط الراس دیوچال به لشگرگ بزرگ
قلل هفت خوان .
🗻🗻🗻🗻🗻🗻🗻🗻🗻🗻🗻🗻🗻🗻🗻🗻🗻
از نگاه توپوگرافی، این قلل در منتهی الیه جنوبی، حد فاصل قلل تخت سلیمان ودره سه هزار در جهت شمال به جنوب کشیده شده است .مجموعه آن بیش از یک درجه به غرب وشرق و شمال وجنوب را به خود گرفته است .جنوب آن با گردنه ایی به نام هفت خوان به قله خرسان جنوبی و از سوی شمال به قلل بالای چهار هزار لنگری هاواز آنجا به دره رود ((برَود))وروستای میانرود ختم میشود . تمام قلل دامنه های غربی آن به دره گرمارود ودامنه های شرقی آن به یخچال معروف هفت خوان وصل است .این مجموعه ۲۶ قله مرتفع را در خود جای داده است .
این قلل فرسایشی ؛ ریزشی، ودرحال متلاشی شدن میباشد . به همین دلیل دست یابی به آنها دشوار های خاص خود را دارد .زمستان های سخت و بسیار مخاطره ایی را داشته . سرمای طاقت فرسا،بهمن های مهیب ،وپرتعداد ، پرتگاه ها، نقاب های عظیم برفی ، بوران وکولاک و بادهای شدید غربی فرصت را از صعود کنندگان خواهد گرفت .
عدد هفت و ترکیب هفت خوان از دیر باز مورد توجه اقوام بوده است .مانند هفت اقلیم ، هفت آسمان ، هفت تنان ، هفت پادشاه ، هفت شهر عشق ، هفت دریا ،هفت بیجار ، هفت سین و....
هفت خوان در بادی امر افسانه هفت خوان رستم که درشاهنامه حکیم طوس آمده است. تداعی میکند .
خوان به معنای سفره میباشد .ونیز معنا چشمه وچاه هم میدهد .هفت خوان یعنی هفت موضع یا هفت مرحله یا سختی ویا هفت مکان است .منظور ازهفت خوان به معنی دشواری های سر راه خط الراس قلل میباشد . کوه نشینان منطقه سه هزار بیشتر چشمه های فراوان دامنه های غربی این کوه هارا مصداق هفت خوان میدانند .
به طور کلی سه مسیر برای صعود هفت خوان ها تعریف میشود .کلی مسیر های صعودی نیاز تجربه و تجهیزات و توان بالا و ذهنی آزاد را میطلبد .
این مسیر ها شامل
مسیر کلاردشت که شمال بریز _پناهگاه سرچال _علم چال _شانه کوه _عبور از یخچال اسپلیت و نگین _گردنه اصلی هفت خوان .
مسیر سه هزار که شامل روستای درجان _میانرود .یال اولین لنگری و با پشت سر گزاشتن قلل آن به ابتدای هفت خوان ها رسید .
مسیر سوم مسیرایست که باید از گردنه میش چال و صعود قله های گردون کوه ، مناره ، ستاره ، خرسان جنوبی و گردنه هفت خوان
گزارش صعود 👇👇
هفت خوان علم کوه یکی از آرزوهای دیرینه ام بود .هر بار با رفتن به منطقه تخت سلیمان این خط را از دور مشاهده میکردم . بارها عکاسی از منطقه اش ، یخچال هایش ،مرا در فکر برو برده بود .از خواندن گزارش نیما اسکندری عزیز و مرور خاطرات زنده یاد حسن زرافشان که در این کوه جان سپرده است .درس ها گرفته و منطقه را در ذهنم تجسم میکردم .اما باورم این است که تا داخل منطقه و دست به اجرا نشوی درک آن منطقه برایت سخت خواهد بود .
هفت خوان به نظرم مهم ترین و مستحکم ترین چین خوردگی منطقه تخت سلیمان میباشد . این خط با خط خرسان ها کاملا متفاوت هستند .مجموع خرسان ها مجموعه ایی کوچک با سنگ ریزه ها و دیواره های ریزشی که اعتماد کردن به آنها معنای ترس را میدهد .اما هفت خوان مجموعه ایی طویل که از گردنه زیر خرسان جنوبی شروع شده وتا روستای میانرود و درجان ادامه دارد .قللی با سنگ های زیبا، دیواره های بلند ، تخته سنگ هایی به جنس گرانیت و مستحکم که دارای ابهت و شکوه خاصی از هر جهت منطقه تخت سلیمان هستند .
تعطیلات تاسوعا و عاشورا بهترین زمان برای اجرای برنامه بود .طبق همیشه با همنورد خانم ثمین جنگی هماهنگی هارا انجام دادم . و پیشنهاد دعوت آقای احمدی رادادم وبه نظر موافق رسیدیم. از این بابت که هردو نفرات از بس برنامه برخواهند آمد شکی نداشتم و مطمئن بودم که با موفقیت به اتمام خواهیم رساند .
پنجشنبه ۶ شهریور ماه ساعت ۱۷ از میدان آزادی با ماشین آقای احمدی به سمت دلیر حرکت کردیم .با رسیدن به لب جاده دُزبن که فرعی روستاهای دلیر و الیت از جاده چالوس میباشد رسیدیم.ماشین را در روبه روی جاده دزبن و داخل پارکینگ رستوران" کوهستان پارک "پارک کردیم و با ماشین دربستی به دلیر رسیدیم .
با رسیدن به روستای دلیرشام مختصری میل کرده و شب را در کنار للاپل استراحت کردیم .
روز اول برنامه ۷-۶-۹۹👇👇👇
انتخاب مسیر از مسائلی بود که چند روزی درگیر آن بودم .اصلا چرا استارت از دلیر ؟؟؟ چرالشگرک ها؟؟؟
اطلاعیه ممنوعیت صعود های ورزشی فدراسیون کوهنوردی ایران در سه قله مطرح کشور ( سبلان .دماوند . علم کوه ) مارا به فکر فرو برد و ترس اجرا نشدن برنامه و احترام به این ابلاغیه تصمیم مارا که استارت از دشت حصارچال به لشگرک بود عوض کرد و مجبور به استارت برنامه از روستای دلیر شدیم .البته بماند که بعدا متوجه شدیم . هیچ ممنوعیتی در منطقه اجرا نشده بود وفقط شعار فدراسیون بوده .
از طرف پسنده هم میشد با پشت سر گزاشتن خط الراس به هفت خوان ها رسید .اما این مسیر تازه توسط دوستان پیموده شده بود
از سویی من برای لشگرک ها از دید هدفمندی نگاه میکردم که بعد ها این دیدها مشخص خواهد شد.
ساعت ۶ صبح از روستای دلیر استارت برنامه را آغاز کردیم.مسیر از کنار کلبه های سنگی عشایر و کنار رودخانه واز داخل دره عبور میکرد . بیشتر مسیر پاکوب داشت . اما مسیر یابی آن به همین سادگی نبود .من این مسیر را قبلا طی کرده بودم و مسیر برای ما کاملا گویا بود.
( علاقه شخصی من این بوده ساعت هایی که وقت اضافه دارم در گوگل ارث و مناطق میچرخم .یت کتاب آقای علی مقیم و یا پرویز مشهدی را مطالعه میکنم .شاید همین مسائل باعث رشد و نمود برنامه ها واجراهای موفق شده )
با گذشتن از دره زیبا حموراک و آبشار های زیبا در گوشه کنار به یالی پرشیب رسیدیم .( البته باید قید کنم با ادامه دادن مسیر دره به دوراهی خواهید رسید که سمت چپ مسیر میباشد که با قرار گرفتن روی یال دره سمت چپ و عبور از کنار آبشار های رودخانه از بالاسر به دشت و گوسفند سرای زیر قله لشگرک خواهید رسید که پیدا کردن و رسیدن به این گوسفند سرا بدون راهنما و نداشتن ترک مسیرمیسر نخواهد بود .)
مسیر را ادامه میدادیم.منطقه از ترنم و زیبایی خاصی برخوردار بود .اینجا بهشت کوهنوردی ایران میباشد ..هرسری به دلیر سفر میکنم روحم جلامیابد .بعد از اینکه روی یال دره سمت چپ قرار گرفتیم.مسیر با شیب زیاد ارتفاع گرفت و مارا به گردنه ایی رساند که باید از اینجا تراورس میکردیم. تراورس ها شروع شد .نه یکی نه دوتا مگر تمامی داشت .پس چرا به این گوسفند سرا نمیرسیم ؟؟؟؟
بالاخره بعد پشت سر گزاشتن یال های تراورسی به گوسفند سرای زیر قله لشگرک ها رسیدیم.وارد گوسفند سرا شدیم و با مردمان خوب این خطه سلام وعلیک کردیم.چه قدر این مردمان زحمتکش و مهربان هستند و مارا درآغوش گرمشان گرفتند . مردمان دلیر سال های متوالی در این منطقه زندگی کرده اند .آنها مردمانی سخت کوش با گویش مازنی زیباکه خلق و خوی آنها سرشار از زیبایی طبیعت و منطقه علم کوه شده است .صبحانه را مهمان این بزرگواران بودیم . و کلی باهم درد و دل کردیم . وبه راه افتادیم.مسیر را به سمت غرب ادامه دادیم. در تمام مسیر آب رودخانه در سمت چپ و راست ما قرار داشت .واینطور بگم تا ۳۰۰ متری قله آب مایتاج ما برطرف بود .
کم کم به دیواره های بلند لشگرک سربند و شیب تند زیر قله نزدیک میشدیم.از سمت راست دیواره مسیررا انتخاب کردیم وبالا رفتیم. مسیر شیب زیادی داشت و بالا رفتن با این حجم و وزن کوله واقعا سخت بود اما باید رفت ...
قله لشگرک سربند را صعود کرده به سمت لشگرک بزرگ که قله اصلی و شروع کار ما بود حرکت کردیم. ساعت ۱۴ به قله لشگرک رسیدیم.هوا عالی بود و نمای قلل علم کوه و خرسان و سایر قلل منطقه واقعا زیبا و لذت بخش بودند .باقی مسیر روی خط الراس بود .و مسیر یابی آن آنچنان سخت نبود .
قرار شد در جانپناه گردون کوه استراحت کنیم. به همین خاطر وقت را تلف نکرده و به سمت گردون کوه ها حرکت کردیم.مث همیشه شیب زیر گردون کوه جنوبی نفس گیر بود که با بالا رفتن این شیب به قله گردون کوه جنوبی واز آنجا به جانپناه رسیدیم .
این جانپناه در سال ۶۴ در محلی که بین دو گردون کوه شمالی و جنوبی قرار دارد ساخته شده است و میتواند سرپناه خوبی برای کوهنوردان باشد .داخل جانپناه ناهار را نوش جان کردیم.مقصد امشب ما کمپ زیر قله خرسان جنوبی بود .و باید برای رسیدن به این نقطه از قلل مناره و ستاره عبور میکردیم.
قله گردون کوه شمالی راصعود کردیم و به زیر قله مناره رسیدیم.قله مناره را باید از محل سنگچین ها دنبال کرد مگر نه مسیر را گم کرده و دیواره های بلند این قله اجازه صعود نخواهد داد.
از ابتدای سنگیچین ها وارد دهلیز های مخوف مناره شدیم .در داخل یکی از دهلیز ها مسیر پاکوب به سمت بالا میرفت که ادامه مسیر دادیم و قله را صعود کردیم.دم دمای غروب بود و سرمای خاصی حس میشد .منطقه علم کوه را نباید دست کم گرفت منطقه ایی خاص با آب وهوای عجیب که یکی از زیبایی خاص این منطقه آب وهوای آن میباشد .
دوباره وارد دهلیز ها شدیم و با دنبال کردن سنگچین ها از این دهلیز و شیار های مناره خارج شدیم .آخرین قله امروز ما ستاره بود که سختی آنچنانی نداشت و به راحتی آنرا صعود کرده و درست پایین قله به سمت خرسان جنوبی کمپ را برقرار کردیم.
امشب شب سردی را باید سپری میکردیم.چراکه ارتفاع زیادی داشتیمو باد از زبانه های یخچال خرسان ها به بالا میامد .چادر را برپا کردیم. غروب زیبایی در بالاسر هفت خوان ها مشاهده میشد . من این غروب را دوست دارم.غروب اینجا رنگ و بوی خاصی دارد و من صمیمانه عشق میورزم .
خاطرات خیلی خوبی در این قله ها داشته ام .ای کاش این خاطرات را میشد دوباره برگرداند . ای کاش زمان میشد متوقف کرد .اما ما اینجاییم . اینجاییم تا ماندگار شویم . ما با اینجا کارها خواهیم داشت.
خوردن ماکرونی داغی که آقای احمدی زحمت آنرا کشیده بود . برای ما لذت بخش بود .
وقت دیدن عکس های امروز بود .همیشه عادت دارم در داخل چادر مشغول به عملکرد تیم و دیدن عکس ها ویا نوشتن گزارش مختصری از روزی که سپری شده است بشوم .
گاهی اوقات در زمستان روزها باید درون چادر حبس بشوی واینکار ها باعث سپری شدن زمان و علاقمندی به نوشتن گزارش میشود .
روز دوم ۸-۶-۹۹👇👇👇
کمپ ما در زیر قله خرسان جنوبی بهترین کار ممکن بود . با خوردن صبحانه ایی مختصر و جمع کردن چادر به راه افتادیم. مقصد اول ما قله خرسان جنوبی بود .وقتی نام خرسان ها بر زبان میاید لرزه به تن ها میافتد. خرسانی که صعود زمستانی کامل به خود ندیده . اما چرا ؟؟؟؟
مگر اینهمه تجهیزات کوهنوردی سالانه به فروش نمیرسید؟؟
مگر اینهم کلاس های متفاوت در رشته های مختلف اجرا نمیشود ؟؟؟
پس چرا این خطه هنوز بدون صعود مانده؟؟؟
سوالیست که باید به عمق خرسان ها سفر کرد و جواب آنرا از دیواره های ریزشی خرسان و ابهت خاص آن گرفت .به امید تلاش هایی که به ثمر بشیند.
نزدیک قله خرسان جنوبی بودیم که برفچال مناسبی دیدیم .با اینکه فعلا آب داشتیم اما با آب کردن آب این برفچال مایتاج ادامه مسیر را برطرف کردیم .به راه افتادیم و قله خرسان جنوبی را صعود کردیم .شکوه و سختی خرسان میانی مرا مدحوش کرده بود .حیف تایم نداشتیم و باید خط الراس هفت خوان را تمام میکردیممگر نه خیلی وقت بود با خرسان ها دست و پنجه نرم نکرده بودم .با صعود قله خرسان جنوبی مسیر را به سمت هفت خوان ها کج کردیم.ساعت ۱۰ به گردنه هفت خوان رسیدیم .اندکی استراحت کردیم و با خوردن تنقلات ادامه مسیر دادیم.( خرسان جنوبی محل اتصال هفت خوان ها میباشد)
اینجا شروع آرزوهایم بود .چند سالی ایست دوست داشتم به اینجا سفر کنم .گذشت و گذشت و با دوستانی که محبتشان بیکران بود به اینجا آمده ام . منطقه حس خاصی را به من منتقل میکرد .از گردنه وقتی میشچال ها ، کلوان ها، نرگس هارا میدیدم به فکر فرو میرفتم فکرهایی که همگی تاوام با موفقیت همراه خواهد بود .ودوباره آرزو وآرزو
به سمت قلل هفت خوان حرکت کردیم.در مورد اسامی قلل هفت خوان کتاب جناب استادپرویز مشهدی را مطالعه کرده بودم ایشان ۲۵ قله برای این خط الراس نام گزاری کرده بودند و به نظرم کل خط از ۹ قله اصلی تشکیل شده است . که همگی ۹ قله شاخصه اصلی قله بودن را دارا هستند و جز بلندی ها اصلی خط هفت خوان ها بوده اند .
برج های گرانیتی هفت خوان یکی یکی زیباتر بودند . بیشتر برج ها صعود میداند. در حین پیمایش که از هفت خوان ها عبور میکردیم.هم از مجموعه خرسان ها دور میشدیم وهم رخ غربی علم کوه را میدیدیم که دیدن این رخ زیبایی خاصی دارد .
با صعود و فرود های برج های اولیه هفت خوان به قله سوزن سر رسیدیم که این قله و قله لانا( لانه ) از قلل اصلی خط الراس بوده که سوزن سر بلند ترین نقطه خط الراس بوده .
ساعت ۱۲ برفراز سوزن سر ایستادیم وبا گرفتن چند عکس یادگاری ادامه مسیر دادیم .یکی دیگر از ویژگی های خط هفت خوان این ایست که شما نمیتوانید خوان های خط الراس را به طور کلی وکامل ببینید وبا صعود هر خوان قله بعدی نمایان میشود.در میانه مسیر انقدر چالش را تجربه خواهید کرد که حس سختی این خط الراس رامتوجه خواهید شد .
در ضمن حس اینکه زمستان در ایجا چه خبر خواهد بود واقعا سخت است. زمستانی سرد ، باد خیز ، پر برف ،با چالش جدال با مسیری سنگی که صعود و پیمایش را سخت میکند .
وما همواره به یاد زنده یاد حسن زرافشان که تلاش های بسیاری در این منطقه داشته اند و تلاش زمستانی وعبور از خط الراس هفت خوان از روستای میانرود تا گردنه هفت خوانی که توسط نیما اسکندری و علی محمودی انجام شده بودیم.
همچنان در پیمایش مسیر بودیم. باد سردی در منطقه میوزید . دریک گردنه ایی استراحت کردیمو از آب برفچال چایی درست کرده نوش جان کردیم.و به راه افتادیم . قله های خط ااراس را یک به یک صعود میکردیم.
تقریبا تمام قلل هفت خوان مسیری مشخص داشتند که بعضی ها از راس و بعضی از کناره ( بیشتر سمت چپ به سمت دره سه هزار ) صعود میدادند.قسمتی درخط الراس قرار داشت که دقیق نمیدانم بین قله چندم و چه نامی داشت . این قسمت از تخته سنگ ها و دیواره های نه چندان بلند به شکل گلی پر پر شده بود که سعی کردیم این قسمت را از راس صعود کنیم. اما مسیری مشخص نداشت وبا این حجم و وزن کوله شاید ریسک بود .و مسیر را از سمت چپ کمی به سمت پایین رفته و تراورس کردیم و دوباره به سمت خط الراس صعود کرده و بالا آمدیم. البته تراورس آن هم همچنین راحت نبود .
نزدیک به انتهای هفت خوان ها بودیم.همچنان رخ غربی علم کوه و تخت سلیمان دیدنی بود .خوان های خط ااراس و مسیر صعود شده را به وضوح میدیم .و لذت میبردیم.ظاهرا صعود قلل هفت خوان از سمت لنگری ها ودرجان سخت تر باید باشد و باید تجربه کرد . ما که لذت بردیم و این پیمایش را هرگز فراموش نخواهیم کرد .
با صعود آخرین هفت خوان ها وارد لنگری ها شدیم. لنگری ها نسبتا آسان تر بودند و در قسمتی از قله ها میشد رنگ خاک را دید .تقریبا از پوشش سنگی خشن ، کم شده بود . به همین خاطر کمی سرعت گرفته و سراغ آخرین لنگری رفتیم. قله ایی مرتفع که میتوانستیم تازه درجان و میانرود را مشاهده کنیم .در لنگری ها دیگر ازسنگ های گرانیت و قلوه سنگ های بزرگ دیده نمیشد . اما بی شمار سوزنی های تیز و ریز سنگ هایی که بر سر گرده قرار داشتند و موجب لغزنده بودن مسیر میشدند.
آخرین هفت خوان را که تمام کردیم لنگری اصلی نمایان شد .که یالی پر چالش ، وپرشیبی داشت که با صعود این قله تصمیم گفته شد که در جایی مناسب چادر را برپا کنیم.
فرود از این لنگری و قرار گرفتن دوباره برروی خط الراس خیلی سخت بود .چرا که هم مسیر باریک شده بود وهم سست و ریزشی که عبور را سخت کرده بود .این قسمت را هم فرود آمدیم . وقت گذشته بود و هوا روبه به تاریکی پیش میرفت . فرصت ادامه مسیر وجود نداشت. و این نکته که پیمایش شبانه قسمت اخر لنگری ها و فرود آن به میانرود ریسک محض بود. فرود از دره های چپ وراست خط الراس و رسیدن به کف دره فکر بی منطقی بود .چرا که منطقه لنگری ها از سوزنی های تیز تشکیل شده که قطعا در پایین دست ها چالش های فراوانی خواهد داشت .وفقط باید امتداد خط الراس را دنبال میکردیم تا مسیری ایمن و بدون چالش پیدا کنیم. واین فرصت را به فردای آنروز موکول کردیم.
جایی مناسب برای برپا کردن چادر پیدا نمیکردیم .به ناچار در محلی پر شیب و سنگلاخ چادر رازدیم .جای خوبی نداشتیم اما انقدر خسته راه و صعود بودیم که به نظرم این شب از شب ها پیش خواب بهتری را تجربه کردیم.
منظره ایی خیره کننده روبه روی ما بود.غروب را بر فراز شاخه های لنگری و دور نمای سیالان و نرگس هارا مشاهده میکردیم.قطعا این لحظات را تا عمر دارم فراموش نخواهم کرد . تمام خاطراتی که با نفرات این برنامه داشتم وتمام صعود و فرودهای این برنامه خاطره انگیز .
ما برای عبور از هفت خوان ها همگی نفراترمجهز به کلاه کاسک بودیم و طناب همراه داشتیم که نیاز تیم نشد . اما وجود کلاه کاسک اجباری میباشد . زیرا منطقه سنگی بوده و ریزش سنگ دور از امکان نیست .نکته بعدی اینکه توان تیمی، جسمی ، روحی ، ذهنی ، برای عبور از این خط از مهم ترین مسائل میباشد که باید حتما قبل اجرای برنامه توسط سرپرست برنامه بررسی شود .
نکته بعدی اینکه وقتی روی خط الراس هفت خوان قرار میگیرید خصوصا اواسط خط ،دیگر راه فرود یا فرود اضطراری وجود ندارد . سمت راست به سمت یخچال هفت خوان ها که تمام از دیواره های بلند و یخچال های یخی تشکیل شده و سمت چپ که سمت دره سه هزار میباشد همین طور میباشد منتها کمی نرم تر اما قابل فرود نیست. از اواخر بهار به بعد آب روی خط الراس به سختی یافت میشود .
روز سوم۹-۶-۹۹
روز اتمام برنامه بود .ظاهرا چیزی تا روستا نداشتیم ولی هنوز در ارتفاع ۳۸۵۰ متری بودیم وتا روستا خیلی باید ارتفاع کم میکردیم. پس سریع جمع وجور کردیم و به راه افتادیم.با گذشتن از چند گذرگاه سخت ، خط الراس را پیش گرفتیم دیگر قسمت های انتهایی لنگری ها بود .سمت راست ( به سمت تخت سلیمان ) دره ایی کم شیب دیده میشد که مستقیم به کف دره میرسید .با چک کردن gpsو نقشه های توپوگرافی فهمیدیم که مسیر چالش پرتگاه و یا آبشار را ندارد . آرام آراممسیر دره را پیش گرفتیم.در کنار ما سوزنی های لنگری و دیواره های سترگ آن نمایان بود .
مسیر دره به حدی سبز و خرم بود که گویا اول بهار است .این مسیر بدون پاکوب و بکر و لذت خاصی به ما منتقل میکرد .
با ادامه دادن این دره بکر به کف رودخانه رسیدیم و از آنجا مسیر را به سمت روستای میانرود و درجان ادامه دادیم. ساعت ۱۳:۳۰ به درجان رسیدیم.روستا به دلیل کرونا خلوت بود . برعکس سال های پیش که روستا ها به دلیل عزاداری ها شلوغ میشدند ولی امسال شور حسینی کمتر دیده میشد .
ماشینی برای اینکه به تنکابن برسیم پیدا نمیشد .به همین خاطر تا معدن دوراهی مران والموت پیاده آمدیم . شانس به ما رو کرد و ماشینی پیدا شد ومارو تا نشتارود برد .لطف این بنده خدارا تا عمر داریم فراموش نخواهیم کرد .
بعد رسیدن به نشتارود و خوردن ناهار به سمت جاده دزبن ووماشین حرکت کردیم. ماشین را برداشته و از آنجا به تهران برگشتیم .
نکات برنامه :
۱-اگر برنامه به خوبی وکامل اجرا شد به دلایلی بستگی داردکه شامل : شناخت کامل مسیر اعم از مسیر خط الراس ، یال ها، دره ها، روستاها، مسیر های فرود ، و....
آمادکی جسمی نفرات تیم که جز مسائل برنامه بوده .
هدف دار بودن برنامه و مصمم بودن تمامی اعضا به اتمام برنامه
۲-مسیر خرسان ها و هفت خوان ها نیاز تمرکز و آگاهی کامل دارد .
۳-باید به فکر برگشت از درجان به تنکابن بود .چرا که زیاد محل و عبور آنچنانی نیست .
۴- ترکی که ضمیمه گزارش میباشد ترک کاملیست که از دلیر به درجان میباشد .اگر قصد اجرای برنامه را دارید حتما ترک دقیق و یا راهنمای کاربلد همراه داشته باشید .
۵- مسیر درجان ها از اواخر بهار مشکل تامین آب را دارد. وباید دقیق بررسی کنید .
۶-قبل اجرای برنامه حتما مسیر را برروی نقشه های توپوگرافی ویا گوگل ارث چک کنید تا دید تصویری خوبی نسبت به منطقه داشته باشید .
۷-در مسیر دلیر به لشگرک آب مصرفی تا ارتفاع ۳۹۰۰ وجود دارد .
۸-خط ایرانسل به هیچ عنوان در هیچ جای منطقه آنتن دهی ندارد . ونسبتا خط رایتل و همراه اول بهتر بوده .قله لشگرک آنتن دهی خوبی نسبتا به تمام قله های منطقه تخت سلیمان دارد .
۹- حتما کلاه کاسک ، طناب انفرادی به همراه داشته باشید.
(( به امید صعود های برتر وایمن ))
عنوانم کوهنورد هست . سال هاست در البرز کوهنوردی میکنم و افتخارم این است در معییت بزرگان کوهنوردی ایران فعالیت میکنم