گزارش پیمایش خط الراس سماموس به سیالان
به نام خدا
تاریخ برنامه : ۲۰ الی ۲۳ خرداد
نفرات : مجید ملک محمدی . مسعود خرسند .ثمین جنگی
منطقه : بام استان گیلان ( سماموس ) و بام استان قزوین ( سیالان )
مسافت پیموده شده : ۱۱۰ کیلومتر از روستای جواهرده رامسر تا روستای هنیز الموت
کل ارتفاع صعود شده : ۷۷۰۰ متر
کل ارتفاع فرود : ۶۹۰۰ متر
تعداد قلل صعود شده : ۲۰ قله اصلی و ۱۰ قله فرعی
مدت برنامه : ۴ روز کامل
نوع صعود : پیمایشی ، وبدون بارگزاری
پیمایش روز اول : ۲۵ کیلومتر
پیمایش روز دوم : ۳۳ کیلومتر
پیمایش روز سوم : ۲۷ کیلومتر
پیمایش روز چهارم: ۲۶ کیلومتر
وضعیت آب منطقه در این فصل : پر آب ( توضیحات بیشتر درگزارش )
وضعیت انتن دهی منطقه : از جواهر ده تا قله شاه سفید کوه نسبتا خوب . اما بعد شاه سفید کوه تا خود قله سیالان ضعف آنتن وجود دارد.
سرپرست : مجید ملک محمدی
شرح گزارش : ملک محمدی

درباره این طرح بزرگ👇👇👇
وقتی صحبت از یک برنامه طولانی میشود. بحث توانایی و خلاقت مسیر در جریان میافتد. باید وارد منطقه شد و تجسس کرد و حس طراحی ووخلاقیت را چشید . سماموس به سیالان برای بنده طرحی نو بوده و توانستم آن چیزی که در ذهن داشتم را تداعی کنم . و شروعی نو برای بنده و همنوردانم بوده .که در آینده نه چندان دور به ثمر خواهد نشست . رویایی که چند سالیست آرزو میکنیم .
اطلاعاتی دقیقی درباره این خط الراس وجود نداشت . تنها گزارش موجود از اجرای برنامه گزارش باشگاه اسپلیت بود که آن هم کامل نبوده و چیزی نصیب تیم ما نشد .
لذا تنها کسی که مارا در بهتر اجرا کردن این برنامه کمک میکرد .استاد پرویز مشهدی بود که با تماس های تلفنی با شخص ایشان از تجربه این استاد فرهیخته استفاده کامل را برده وعازم یک برنامه بینظیر شدیم .تمام اسامی قلل صعود شده از کتاب بوم شناخت البرز شمالی به تالیف استاد پرویز مشهدی بوده .
این برنامه یکی از بینظیر ترین و سنگین ترین پیمایش های این چند سال کوهنوردی بنده میباشد .لذت دیدن دشت های بی مثال لپاسر . و دشت زیر قله ناصر تاش را حالا حالا ها درک نخواهم کرد و مدت ها روح و ذهن و جانم در منطقه پر خواهد کشید .
خط الراس از دوقسمت تشکیل شده است .قسمتی پیمایشی که از خود روستای جواهر ده وقله سماموس شروع شده وتا پلهم دشت زیر قله خشچال ادامه دارد . این نکته را هم قید کنم چین خوردگی های این قسمت در حد خود بی مثال میباشد . سطوح سنگ هایی را مشاهده میکنید که در البرز مرکزی به هیچ عنوان وجود ندارد.فراز و فرود هایی این قسمت از خط الراس نفس را در سینه حبس میکند . تمامی قله ها بین ۳۷۰۰ تا ۳۴۰۰ بودن اما صعود هر کدام انرژی و استقامت مضاعفی را میطلبید .
قسمت دوم خط الراس از قله خشچال تا قله سیالان میباشد . فراز و فرود خاصی ندارد . اما سطوح سنگی و ریزشی تمامی قله هایی مسیر به سختی برنامه افزوده میکند .در بخش هایی از خط الراس مسیر صعودی به هیچ عنوان راه نمیدهد و باید از کناره دیواره هایی خط الراس تراورس کرد . مسیر قله های میل گردن .گیچ کین.عالم چال . نیاردره بزرگ چالش جدی سنگ و درگیری وجود دارد.

شرح گزارش 👇👇👇
روز اول : پس از هماهنگ کردن با اعضای تیم تصمیم براین شد که دوشنبه شب راهی رامسر وجواهرده بشویم .( در همین جا باید تشکر کنم از اقای علی موتابیان برای هماهنگ کردن ماشین )
ساعت ۲۰ شب از میدان آزادی حرکت کردیم. روزهای سختی این چند روز داشتیم همگی در طی مسیر رسیدن به رامسر خواب بودیم . با رسیدن به جواهر ده با راننده خداحافظی کردیم و در گوشه ایی از روستا چادر زدیم تا چند ساعتی استراحت کنیم.با طلوع آفتاب و صدای آواز گنجشک ها بیدار شدیم و عازم مسیر شدیم.ساعت ۷:۳۰ صبح بود که از روستارا ترک کردیم .منطقه چنان سبز وخرم بود که روح مان جلا میداد.کمی که از روستا بالا رفتیم.عطرآویشن و پونه های وحشی مارا مست کرد و ما فارغ این دنیا فقط به مناظر خیره بودیم.مسیر جواهر ده برای قله سماموس کمی طولانی بود ولی ما چاره ایی نداشتیم و باید ادامه مسیر میدادیم .
در شمال روستای جواهر ده جاده ماشین رویی قرار دارد که این جاده تا خود قله میرود .البته این جاده نظامی بوده و ماشین شخصی به سختی تردد دارد .ما در این مسیر قرار گرفتیمو به گردنه ایی رسیدیم که تازه قله و خط الراس سماموس مشخص میشد .
وزن کوله ها بسیار بالا بود.واین به خاطر مواد غذایی چند روز بود که باید حمل میکردیم.دوباره گردنه را در مسیر جاده ادامه دادیم و به گردنه زیر قله سماموس رسیدیم.در پایین دست این گردنه روستای جواهردشت دیده میشد که در بالای ابر ها قرار داشت .حس خوبی در ما جریان داشت همیشه برنامه های خط الراسی حس صعود اولین قله بسیار لذت بخش بوده وهست.
گردنه را ادامه دادیم و ساعت ۱۴ به قله سماموس بام استان گیلان رسیدیم. بیشتر سختی امروز ما قله سماموس بود . از سماموس به بعد مسیر ارتفاع کم میکرد و بر روی خط الراس قرار میگرفت .این طرز فکر ما بود که بعد قله سماموس دیگر آسان میشود ولی زهی خیال باطل بود وتازه بعد سماموس کار برای ما شروع و سخت شد .مدام خط الراس فراز و فرود داشت و خستگی را دوچندان میکرد .



ناهار را برروی قله میل کردیم و با گرفتن چندین عکس یادگاری به سمت تیرزِدِه سنگ رهسپار شدیم. در تمام پیمایش خط الراس برف چال های کوچک و بزرگ دیده میشد و ما مشکل کم آبی را حس نمیکردیم.از روی قله سماموس یک شیب تند را فرود آمدیم و برروی خطی تقریبا صاف قرار گرفتیم و دوباره بالا رفتیم . تا به قله رسیدیم .
سماموس لحظه به لحظه از ما دور میشد . و ما همچنان روبه افق حرکت میکردیم .
مقصد امروز ما جایی در زیر قله گردکوه بازو بود . دشتی به نام لپاسر که طبیعت و منظره ایی فوق العاده ایی داشت . آب دراین دشت به دلیل ذوب شدن برفچال های بالادست به وفور یافت میشد .
در مسیر فرود به این دشت بینظیر بودیم که با صخره هایی زیبایی مواجه شدیم که از نظر ساختار در حد خود بی مثال بودند .
ساعت حوالی ۱۸ به دشت لپاسر رسیدیم . چند کلبه در داخل دشت قرار داشت که هم سکنه محلی داشت و هم از رامسر برای طبیعت گردی به این منطقه سرسبز سفر کرده ودر این کلبه ها اسکان پیدا کرده بودند .
در جایی خشک چادر را برپا کردیم .هوا در حال تغیر کردن بود ولی فکرش را نمیکردیم که تا خود صبح زیر رگبار باران باشیم .امشب باید مایعات و شام مفصلی میخوردیم.با چایی کوهی که از ارتفاعات چیده بودیم چایی دم کردیم . چه لذتی داشت نوشیدن این چایی گیاهی وتمام وجودمان این طعم را حس میکرد . غرق درآرامش در این دشت شب را سپری کردیم.بعد خوردن سوپی داغ و خورشت قیمه به سراغ کیسه خواب هایمان رفتیم.بعد گذشت یک ساعت صدای غرش آسمان شنیده شد . و باران شروع به باریدن کرد
از ساعت ۲۲ تا ۵ صبح صدای باران را از درون چادر میشنیدیم.
اما صبح با طلوع آفتاب و صدای گنجشک های عاشق از خواب بیدار شدیم .بعد خوردن صبحانه که شامل عسل و کره بادام زمینی بود به راه افتادیم .


روز دوم : 👇👇👇
دیشب با صدای شرشر باران خوابیدیم .ولی صبح پر انرژی بودیم و شوق رفتن داشتیم.ساعت ۷:۳۰ حرکت کردیم. بعد گذشت ۲ ساعت قله گردکوه بازو را صعود کردیم.دیگر میتوانستیم قله شاه سفید کوه را ببینیم . در نظر داشتیم که امروز پر توان تر پیش بریم اما تا کجا !!فعلا برای ما ابهام بود. خط الراس فراز وفرود های متعددی داشت و این از بلندا دیده نمیشد .
بعد قله گردکوه بازو فرودی طولانی به گردنه ایی انجام دادیم.دراین فرود دیواره هایی از سمت شمال قله هارا محاصره کرده بودند.
طبیعت زیبای البرز غربی مارا مدحوش کرده بود . از دور قله بزاکوه دیده میشد . اما ما قله اصلی بزاکوه را صعود نکردیم .چرا که قله اصلی در کمی غرب تر قرار داشت ودر مسیر خط الراس ما نبود و ما قله فرعی بزاکوه را صعود کردیم برای صعود این قله باید از ستون دیواره ایی شکل عبور میکردیم.از دور دهلیزی را دیدیم که به ظاهر راه میداد. مسیر ترکی را که از قبل ترسیم کرده بودم هم همین مسیر را نشان میداد. شیب تندی را بالا رفتیم تا به این دهلیز برسیم .دهلیز مورد خاصی نداشت و به راحتی عبور کردیم.درست آن سوی این دیواره ها دوباره دشت سرسبزی بود که به این دشت فرود رفتیم.آب گورایی وجود داشت که حاصل ذوب برفچال ها بود .نوش جان کردیم و ادامه مسیر دادیم.
قله ایی در سمت چپ دیده میشد این قله بزه سنگ نام داشت. قله ایی سنگی که هرم یکپارچه ایی داشت شبیه قله کول جنو اما بکر تر وکمی زیباتر .وشاید هدفی در آینده برای ما باشد .
دوست داشتیم ساعت ها بنشینیم وبه این قله نظاره کنیم .اما هدف در انتظار ما بود وباید به مقصد میرسیدیم.
به سمت قله فرعی بزاکوه حرکت کردیم .همچنان غرق در بوی آویشن بودیم. بارها خدارا شکر میکردیم.تا آنجایی که میتوانستیم از منطقه لذت میبردیم .چرا که شاید عمر اجازه دوباره آمدن به این بهشت به ما ندهد.
قله فرعی بزاکوه را صعود کردیم .مسیر تیغه ایی بین این قله و قله بُزابن قرار داشت . اگر این تیغه هارا از راس صعودمیکردیم.زمان وانرژی زیادی از ما میگرفت .مسیری را از سمت چپ تیغه ها انتخاب کردیم که پاکوب مشخصی داشت .این مسیر محل عبور محلی ها به گوسفند سرای زیر قله بزابُن بود. درست از زیر تیغه ها عبور کردیم ساعت حدود ۱۴ بود که در گوشه ایی ناهار خوردیم.



قله بزابُن یکی از قله هایی بود که در کل این خط الراس بیشتر مارا به چالش کشاند واین به خاطر شیب تند این قله بود .کوله هایمان خیلی سنگین بود و کشیدن این شیب واقعا همت بالایی را میخواست. ولی اعضای تیم همگی قوی و پر انرژی بودند ساعت ۱۵:۳۰ به قله بزابُن رسیدیم. مه تمام منطقه را پر کرده بود. هرچند گاهی منطقه باز میشد. ومیشد شاه سفید کوه را مشاهده کرد.امشب باید به شاه سفید کوه میرسیدیم.پس بدون وقفه ادامه دادیم.فاصله ما با قله شاه سفید کوه خیلی زیاد بود و باید چندین قله فرعی را صعود میکردیم تا به این قله برسیم .
ازقله بزابُن فرود آمدیم.درست زیر قله جاده ماشین رویی بود که مارا به آن سوی خط الراس وصل میکرد.اگر از این جاده عبور نمیکردیم باید دیواره های بلندی را صعود وفرود میکردیم که به هیچ عنوان صلاح نبود.وزمان را از دست میدادیم.
جاده مارا به گردنه ایی رساند که برروی خط الراس قرار داشت .این جاده محل عبور و اتصال روستاها به یکدیگر بود این جاده مسیر صعود قله ناصر تاش بود .هوا هوای عجیبی بود .مه غلیظی در منطقه حاکم بود .و خنکی برفچال هارا از کف دره ها ودهلیز هارا به بالا میکشاند .مناظر یکی از یکی دیدنی تر .باید اینگونه بگویمکه مسیر قله ناصر تاش یکی از زیبا ترین مسیر های کوهنوردی البرز غربی میباشد. هرچیزی را در اینجا میدیدیم.دشت های پر از گل بابونه ، گل های زرد ، آویشن های وحشی، برفچال های پر آب . صخره هایی با اشکال عجیب و غریب.
با هیچ کلماتی نمیتوان این منطقه را به قلم کشید .وتوصیف کرد .فقط باید شاکر خدای بزرگ باشیم .
با ادامه دادن مسیر ساعت ۱۹ به قله ناصر تاش رسیدیم.دیگر هوا باز شده بود و مه به دره های پایین دست رسیده بود .قله شاه سفید کوه درست روبه روی مان قرار داشت. شیب عجیبی را مشاهده میکردیم.در سمت چپ قله مسیر و پاکوب مشخصی قرار داشت که به قله میرسید. خورشید درحال غروب کردن بود و باد سردی میوزید.آخرین ذرات نور خورشید را بر دیواره های شمالی قله خشچال عکاسی میکردیمو لذت میبردیم.بالاخره ساعت ۱۸:۳۰ به قله شاه سفیدکوه رسیدیم.برروی قله امام زاده ایی قرار داشت که سرپناه خوبی برای ما بود .وجود زیارتگاهی بر روی این قله بر قداست و اهمیت ان افزوده است. این زیارتگاه با بنایی به مساحت ده متر مربع و سقفی حلبی در کنار یک بنای کوچک تر به عنوان مسجد ساخته شده است .
قدمت دیرینه دارد.
اهالی اشکورات بالا که شامل یازده روستای آباد و پر جمعیت میباشند.هر ساله در ایام خاص مذهبی ، اقدام به فدیه و قربانی و زیارت بقعه آن میکنند .
داخل امام زاده اسکان پیدا کردیم.آسمان پر ستاره ایی دیده میشد . باد شدیدی روی قله وزیدن میکرد. شام مفصلی خوردیمو جانی تازه کردیم.هرچه تلاش کردیم که با دوستان و خانواده تماسی داشته باشیم اما میسر نشد چرا که در پایین دست مه حاکم بود و سرعت باد آنتن را از بین میبرد .
شب عجیبی بود و من اینجارا خیلی دوست داشتم . شاید دوباره در فرصتی دیگر به این منطقه سفر کنم .این شب هارا دیگر در طول عمر تجربه نخواهیم کرد .شب هایی که با دوستان جان گذشت .و بعدها افسوس این دقایق را خواهیم خورد .



روز سوم 👇👇👇
دیشب خوابی خوبی را دراین امام زاده تجربه کردیم.و صبح زود با طلوع آفتاب به راه افتادیم.قله اول امروز ما قله سیاه تله بود و شاید وجه تسمیه آن خاک تیره و سیاه این قله باشد . بعد سیاه تله مسیر را به سمت راست و قله پلهم دشت کج کردیم.گرده هایی در امتداد مسیر قرار داشتند که مسیر را از سمت راست انتخاب کردیم که پاکوب کم رنگی هم قرار داشت .ارتفاع زیادی از قله سیاه تله کم کرده بودیم و این کم کردن ارتفاع باید در پلهم دشت جبران میشد .در داخل دهلیزی برفچال عظیمی دیدیم و آب آشامیدن را تهیه کردیم و شیب تند پلهم دشت را پیش گرفتیم.ساعت ۱۰:۳۰ به این قله زیبا رسیدیم .و جانی تازه کردیم با خوردن تنقلات ومایعات
دیواره های شمالی قله خشچال بسیار دیدنی بودند. و ما مبهوت این همه زیبایی بودیم . یال بعد پلهم دشت با شیب ملایمی به سمت بالا حرکت میکرد .با ادامه دادن این یال پهن و کم شیب به گردنه زیر قله خشچال و میل گردن رسیدیم. سنگچین منظمی دیده میشد و بهترین زمان برای صرف ناهار بود که ازاین فرصت استفاده کردیم .
ازاینجای خط الراس مدام درگیر سنگ و گرده و برج های ریزشی بودیم که توان وزمان بیشتررا میطلبید.
اولین چالش ما قله میل گردن بود .چندی پیش توسط یکی از دوستان عکسی از این قله مخوف دیده بودم ولی تا صعود نمیکردم درک سختی این قله برایم سخت بود .
در طی مسیر سنگ های معلق و ریزشی در همه سمت وجود داشت .واین خاصیت منطقه خشچال تا خود قله سیالان میباشد .صعود این قله ها توان جسمانی بالا و روحیه ایی آزاد و جسور و نترس را میخواهد. که البته هر سه نفر اعضا تیم هیچ مشکلی در عبور این قسمت ها نداشتیم.طناب انفرادی هم همراه داشتیم ولی استفاده نشد .




به سمت میل گردن حرکت کردیم.واین قله را از کنار دیواره های سمت راست قله تراورس کردیم و در انتها شیب تندی را در میان سنگ های آواره بالا کشیدیم .تقریبا تا نزدیکای قله پیش میرفت دیگر قسمت انتهایی قله میل گردن را بالا نرفتیم .چرا که حجم و وزن کوله هایمان سنگین بود واین ریسک برای ما گران تمام میشد .سریع ترک قله میل گردن را از ۲۰متری قله زدیم وحرکت کردیم .
بعد میل گردن هم کمی مسیر عارضه سنگی داشت اما نه به اندازه میل گردن .یک قله هم بعد میل گردن صعود کردیم که مندس نام داشت . یکی دیگر از قله های معروف این خط الراس قله گازچال ها بودند که فقط گازچال شمالی در مسیر خط الراس ما قرار داشت .و گازچال جنوبی در سمت راست ما قرار داشت . گازچال شمالی یالی کم شیب داشت و تقریبا بدون دست به سنگ صعود شد .از روی گازچال شمالی تیغه های قله گیج کین مشخص بودند و چالش بعدی ما این قسمت بود که باید از آن عبور میکردیم.
بعد صعود قله گازچال فرود تند انجام دادیم و دوقله تقریبا نزدیک به هم به نام های اسب چر و لانه سر را صعود کردیم.
مسیر گرده گیج کین مسیری دشواری بود .و تقریبا بیشتر مسیر از راس ها صعود شد .مدام فراز و فرود های سنگی داشت .و زمان در دست ما نبود . بعضی از نقاط گرده واقعا سنگین بودند و همدیگرا حمایت میکردیم.با حجم وزن کوله های سنگین این گرده هارا پشت سر گذاشتیم و به قله گیج کین رسیدیم.هواکمی خنک شده بود و باد سردی میوزید .دیگر خشچال و میل گردن را نمیدیدیم .واین به خاطر فراز و فرود های این مسیر گرده بود .هیچ آنتنی از شاه سفید کوه به بعد نداشتیم . روستاهای الموت را در پایین دست میدیم ولی خط ایرانسل و رایتل به هیچ عنوان آنتن نمیداد!!!
مسیر تیغه ایی تمامی نداشت .در پلهم دشت پیش خود میگفتیم که امشب را در زیر قله کندیکان چادر خواهیم زد . اما ...مسیر سخت خط الراس و قله هایی که شاید در هیچ جای البرز مثال آنها را ندیده بودیم این طرز فکر را نابود میکرد . ولی به قول ثمین جنگی هرچه سخت تر زیبا تر .
وماهم عاشق این مسیر و گرده بودیم .
از میان گرده ها عبور میکردیم.مسیر هایی سنگی را از راس عبورمیدادیم. سمت شمالی خط الراس برفچال هایی عظیم دیده میشد ولی جنوبی آنها خشک خشک بودند.با صعود قله اَجر به ارتفاع ۳۷۵۰ متر فرود تندی را به گردنه ایی انجام دادیم.غروب خورشید نزدیک بود وما باید محلی مناسب برای کمپ زدن انتخاب میکردیم .گردنه ایی زیر قله عالم چال قرار داشت .روی این گردنه برفچال خوبی بود و آب مصرفی مارا برطرف میکرد . در همینجا چادر زدیم و غروب خورشید را از فراز سیالان به تماشا نشستیم .
مواد غذایی این چند روز را مدیرت کرده بودیم .اما مسیر طوری بود که غذایی بیشتری را میطلبید .لذا تا اینجای کار بیشتر مواد غذایی را مصرف کرده بودیم و صفر صفر شدیم .
امشب را سعی کردیمبیشتر با نوشیدن نسکافه و مایعات و شکلات سپری کنیم.و فردا قرار شد در خوردن تنقلات مدیریت لازمه را برقرار کنیم تا به قله سیالان برسیم .سخت بود بدون غذا صعود کردن اما ما تجربه هایی سختری از این مورد در کوهستان داشته ایم .و باید صبوری میکردیم.
باشد که فردای خوبی داشته باشیم .



روز چهارم 👇👇👇
وقت پایان یک برنامه بینظیر بود . کمی از برنامه عقب بودیم .به همین خاطر صبح ساعت ۵ صبح بیدار شدیم .چایی دم گذاشته و با عسل وکمی کره بادام زمینی نوش جان کردیم . بعد از جمع کردن وسایل به راه افتادیم.
پایین گردنه پاکوب مشخصی قرار داشت که مستقیم به آن سوی عالم چال وصل میشد . اما برفچال های عظیمی در مسیر قرار داشت که این موقع صبح تمام یخ بودند .لذا شیب عالم چال را بالا رفتیم.مسیر قله عالم چال تیغه هایی سوزنی شکل بودند که این تیغه هارا از زیر واز سمت راست مسیر باز کردیم.
بعد از قله عالم چال مسیر کمی بهتر شد و سرعت گرفتیم .قله عظیم نیار دره روبه روی ما بود .شیب تندی داشت .وهرچه از میل گردن ارتفاع کم کرده بودیم در نیار دره و کندیکان جبران شد .تاج قله نیار دره هم کمی سنگی بود که از سمت راست با کمی ارتفاع کم کردن مسیر راه را پیدا کردیم . بیشتر مسیریابی های این نقطه از خط الراس از گردنه زیر قله خشچال تا به اینجا تراورس به سمت راست بوده و اکثر قله هایی که سنگی بودند .سمت راست آنها روال تر بودند .
بعد نیار دره دیگر راهی تا کندیکان جنوبی نداشتیم که پر قدرت به سمت قله حرکت کردیم .وقتی روی قله کندیکان جنوبی رسیدیم.قله کندیکان شمالی و قله سیالان روبه روی ما بود .و تراورس زیر قله و کوهنورد های صعود کننده مشخص بودند.


قرار شد در اول مسیر پاکوب جانپناه هنیز به قله کوله هارا بگذاریم و به سمت قله حرکت کنیم. با این تصمیم کمی استراحت میکردیم وبرنامه سرعت میگرفت .کوله هارا در کنار پاکوب جانپناه گذاشته وبه سمت قله حرکت کردیم.
اشک شوق برگونه هایم روان بود .بغض گلویم را گرفته بود .طی ۴ روز مسافت ۱۰۰ کیلومتر را پیمایش کرده بودیم.و خاطراتی که دیگر اتفاق نخواهد افتاد را به ثبت رسانده بودیم.صد هزار بار شاکر خدا باشیم باز کم است.
بالاخره ساعت ۱۴ به قله زیبای سیالان بام استان قزوین رسیدیم.منطقه زیبایی خاصی داشت و ما غرق در شوق بودیم.تمام قللی البرز غربی نمایان بودند .
عکس های یادگاری هایمان را گرفتیم .قله را به مقصد جانپناه قبادی ترک کردیم.با رسیدن به جانپناه از کوهنوردان صعود کننده در خواست غذا کردیم که الحق والنصاف مارا در آغوش گرمشان گرفتند. ممنون ومتشکر از همگی شان هستیم .
با ترک کردن جانپناه ومدت زمان ۳ساعت به روستای هنیز منطقه الموت رسیدیم.با هماهنگ کردن با اقای مصطفی قبادی از اهالی هنیز ماشینی آماده کرده و مارا به قزوین واز آنجا به تهران رسیدیم.واین برنامه با موفقیت و شادمانی به پایان رسید .اما این پایان راه نیست .بلکه شروعی فراتر از یک صعود است .



قله های صعود شده 👇👇
سُماموس: ۳۷۰۰
تیر زده سنگ :۳۵۵۰
گردکوه بازو:۳۲۹۰
قله فرعی بزاکوه :۳۲۰۰
بزابن :۳۳۷۰
ناصر تاش:۳۲۵۰
شاه سفید کوه:۳۴۸۰
سیاه تله:۳۵۴۰
پلهم دشت:۳۵۲۰
میل گردن:۳۷۰۰
مندس : ۳۷۵۰
گازچال شمالی :۳۷۸۰
اسب چر:۳۷۶۰
لانه سر:۳۶۷۰
گیج کین:۳۷۲۰
اجر:۳۷۵۰
عالم چال:3455
نیاردره بزرگ:3743
کندیگان جنوبی : ۳۸۷۰
سیالان:۴۱۷۰
تجهیزات استفاده شده برنامه 👇👇
چادر کله گاوی .کوله سنگین .کفش ترکینگ . کیسه خواب بهاره . زیر انداز.
وسایل پخت و پز. کپسول گاز. سر شعله . هدلایت. لباس و شلوار بیس . کت پر سبک .گرتکس . دسکش بیس .طناب انفرادی ( ۲۰ متر ) . باتوم .کلاه آفتابی . پاور بانک . Gps . دوربین .
مواد غذایی استفاده شده 👇👇👇
برنج . خورشت قیمه و سیب زمینی . کنسرو لوبیا . تن ماهی .کشمش . مویز . کشک.کره بادام زمینی .عسل .تنقلات حاوی مواد قندی .کمپوت آناناس .شربت آلوورا . نسکافه . چایی کوهی. شکلات .نان به تعداد نیاز .قرص ویتامین ث
نکته ها👇👇👇
۱-برای این برنامه خیلی تلاش کردیم.و ماه ها در تمرین و تلاش بودیم.با ترسیم نقشه هاو کروکی های مسیر و تماس های تلفنی با استاد پرویز مشهدی اطلاعات کافی درباره این خط الراس بدست آورده و راهی منطقه شدیم .تمامی اسامی قلل صعود شده از کتاب و اطلاعات خود استاد پرویز مشهدی بوده .
۲-توانایی جسمی و روحی برای این برنامه بسیار مهم بوده .خط الراس از فراز وفرود های متعددی تشکیل شده .و بعد گردنه خشچال تا خود کندیکان جنوبی مدام درگیری سنگ و گرده داشته .
۳-برای صعود قله سماموس بهتر است از روستای جواهر دشت استارت زد .در حوالی قله ناصر تاش و دشت لپاسر و زیر قله بزابن در مسیر جاده آب همیشه یافت میشود .
۴-آنتن دهی منطقه از سماموس تا شاه سفید کوه آنتن دهی خوب میباشد مابقی خط الراس آنتن دهی منطقه ضعیف میباشد .
تشکر میکنیم از تمامی دوستانی که مارا در اجرای این برنامه یاری کردند و تشکر ویژه از مجموعه سیاه کمان که حامی ما در این برنامه بودند .
ترک مسیر صعود شده 👇👇
http://s13.picofile.com/file/8400246184/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86.gpx
((به امید صعود های برتر وایمن ))
عنوانم کوهنورد هست . سال هاست در البرز کوهنوردی میکنم و افتخارم این است در معییت بزرگان کوهنوردی ایران فعالیت میکنم