به نام خدا
تاریخ برنامه : ۱۹-۲-۹۹
نفرات برنامه : مجید ملک محمدی. حسام زاهدی. مهدی احمدی .‌تورج خلیلی
منطقه : جاده چالوس
استارت : روستای کلوان
پایان : ده اویزر
ارتفاع شروع : ۲۱۵۰ متر
بیشترین ارتفاع صعود شده : ۴۰۵۰ متر قله کهار
کل ارتفاع صعود شده : ۳۶۷۰ متر
مسافت پیموده شده : ۴۰ کیلومتر
شرح گزارش : ملک محمدی
سرپرست برنامه: مجید ملک محمدی


معرفی منطقه 👇👇👇
قله کهار با ارتفاع 4050 متر در حاشیه شرقی منطقه البرز غربی و در امتداد رودخانه کرج، مرز طبیعی کوهستان طالقان و ساوجبلاغ و آسارا محسوب می‌شود و از سمت شمال شرق توسط گردنه سیرابشم به قلل هفت‌خوانی و کرچان، از سمت غرب به قلل ناز و ورکش، از جهت شمال به روستای گته‌ده و از سمت جنوب به روستای کلوان منتهی می‌شود
جبهه شمالی قله کهار(کاهار) و خط الراس غربی آن کاملا مشرف به منطقه طالقان است و جبهه  شمالی خط الراس شرقی آن مشرف به گردنه عسلک و دره‌های آزادبر و کهنه ده می‌باشد که در نهایت به روستای گچسر ختم می‌شود.
صعود در زمستان:
هوای سرد و توفانی، ویژگی اصلی کاهار و برف‌کوبی سنگین از خصوصیات این قله به شمار می‌آید. گرچه برای صعود به قله نیازمند درگیری با سنگ و صخره نیست ولی به تجربه خوبی در زمینه شناخت برنامه‌های زمستانی و تجهیزات مناسب نیاز دارد.
چشم‌انداز قله:
مناظر باشکوهی از قلل دماوند (بام ایران) در جهت جنوب شرقی، آزاد کوه (شاهزاده کج گردن) در جهت شرق، منطقه علم‌کوه در جهت شمال غربی، شاه البرز و کوهستان توچال در جهت جنوب در دیدرس می‌باشند.
درباره روستای کلوان:
روستایی واقع در دهستان آدران از توابع بخش آسارا شهرستان کرج در استان البرز است. اهالی کلوان اکثراً کشاورز و دامدار می‌باشند. این روستا آب و هوایی بهتر و غیرقابل مقایسه‌ای نسبت به روستاهای همجوار خودش دارد و چون آخرین روستا واقع شده منبع پخش آب منطقه است و هرساله میزبان کوهنوردان داخلی و خارجی بی‌شماری است که معروف‌ترین این کوه‌ها دو قله‌ی سر به فلک کشیده و بسیار زیبای ناز و کاهار است که جزء معروف‌ترین کوه‌های کرج می‌باشد. فاصله تقریبی کلوان تا تهران ۷۰ کیلومتر است.

نمایی از جانپناه کهار در ارتفاع ۳۲۰۰ متری 

نمایی از روستای کلوان از جانپناه کهار

طلوع زیبا قله توچال 

قلعه دختر از دور 

شرح گزارش 👇👇👇
کم کم به تابستان نزدیک میشویم و برنامه اصلی این فصل که مستلزم تمرینات و برنامه های خاص خودش است .
کهار به هفت خانی گزینه مناسبی بود نمیدانستم تا کجای کار بتوانیم پیش بریم . ولی خود رفتن به این برنامه انگیره وحس خوبی داشت .
با هماهنگی با دوستان قرار شد ساعت ۲ بامداد از میدان آزادی حرکت کنیم .‌ساعت ۱۲ شب با آمدن زلزله به شهر تهران آشوب در دل مردم شهر افتاده بود .‌ودوستان میگفتن که آقا بریم برنامه یا نه .... عرض کردم علتی نداره نریم ‌توکل برخدا میکنیم و میریم .

ساعت ۲:۳۰ از میدان آزادی به سمت روستای کلوان حرکت کردیم . کلوان در جاده چالوس بعد سد امیرکبیر و محله پل خواب قرار دارد .‌ساعت حول وهوش ۴ صبح به روستا رسیدیم . هوای مطلوبی در انتظار ما بود .کم کم آماده حرکت شدیم و ساعت ۴:۱۵ به سمت بالا استارت زدیم‌.از کهار خاطرات خوبی داشتم .‌یاد صعود انفرادی این قله هنوز در ذهنم جاری بود .
مسیر ابتدایی کهار تا رسیدن به یال اصلی با شیب تندی برخوردار است .‌با گذشتن از کنار خانه ایی در ابتدای یال مسیر را پیش گرفتیم . یال صعودی برفی نداشت و تا جانپناه را به راحتی پیمایش کردیم‌.ساعت ۶صبح به جانپناه کهار به ارتفاع ۳۲۰۰ متر رسیدیم‌.تایم خوبی را پیمایش کرده بودیم‌‌. سرمای عجیبی حس میشد وآنهم به دلیل برودت صبح بود ‌‌.‌صبحانه نوش جان کردیم ‌‌و چندین عکس یادگاری گرفتیم و حرکت کردیم‌‌.قلل اطراف کم کم نمایان میشدن‌.‌ناز با آن برف و شیب معروفش و آزادکوه با ان هیبت شاهزادگی اش همگی مارا مجذوب کرده بود .‌

آزادکوه و سرخاب ها از بلندای کهار 

قله میشینه نو وناز بلندای کهار 

یکی از خصوصیات قله کهار باد معروف آن است .‌قله کهار به دلیل قرار گرفتن در محلی که از یک سو باد طاقان و از یک سو باد جاده چالوس آنرا در بر میگیرد .همیشه خدا باد خوبی روی قله میوزد.‌باد سردی میوزید و زمستان را حس میکردیم در بهار . واین باد در تمام ساعات صعود حتی روی قله های بعدی هم وجود داشت اما نه به اندازه کهار .

مسیر یال کهار را پیش گرفتیم و بالا میرفتیم ‌. درست زیر قله کهار با تابلو کوهنوردی که در همین مکان جان خود را از دست داده بود روبه رو شدیم ‌.زنده یاد اکبر معدنی پور روحش شاد و یادش گرامی
ساعت ۹:۴۰ صبح به قله رسیدیم .سرمای عجیبی وجود داشت . اصلا نمیشد لحظه ایی ایستاد. سریع عکس هارا گرفتیم و به سمت خط الراس کرچان حرکت کردیم .از قله کهار ارتفاع زیادی باید کم میکردیم اما نمیدانستم چه قدر ...
ابتدای فرود برف یخ زده بود و بی احتیاطی مساوی با حادثه ایی بزرگ بود .‌با کلنگ مسیر را باز میکردیم ‌و مراقب قسمت های یخی مسیر بودیم ‌‌. این قسمت ها وقت زیادی از ما گرفت . با هزار درد سر به گردنه سیرابشم ‌درست زیر قله کهار رسیدیم ‌. این گردنه ۳۳۳۰ متر ارتفاع داشت .‌ما یه چیزی حدود ۷۵۰ متر از قله کهار ارتفاع کم کرده بودیم و این خیلی سنگین بود برای ما چرا که صعود ادامه داشت .
روی گردنه کمی استراحت کردیم و به سمت ونتار ادامه مسیر دادیم‌.

قله کهار 

مسیر بعد گردنه سیرابشم به سمت ونتار 

منطقه تخت سلیمان 

مسیر رسیدن به قله ونتار برف خوبی داشت و گاها برف شل و آبکی بود که این موضوع تحمل مارا کم کرده بود ‌. اما چاره ایی جز ادامه نداشتیم‌.یال به یال ادامه میدادیم ‌‌.خوبی این مسیر این بود که در تمام طی مسیر علم کوه و قلل سربه فلک کشیده آن دیده میشدند وما با دیدن آنهاانرژی خاصی میگرفتیم‌.همچنین نقاب های عجیبی در این قسمت خط الراس دیده میشد که بعضا در هیچ جای البرز به این شکل ندیده بودیم ‌.

با گذشتن از یال های کوچک و بلند مسیر به زیر قله ونتار رسیدیم‌‌.قله سنگی ونتار را شنیده بودم که شکوه و سختی خاصی دارد . ما برای رسیدن به قله باید قسمت تاج قله که کاملا سنگی بود را صعود میکردیم‌.اما مسیری دیگر هم میتوانست جالب باشد آن هم مسیر دهلیز پر برفی بود که به قله میرسید ‌‌.‌پیشنهاد بنده این مسیر بود که من به عنوان نفر اول جلو رفتم. گام به گام برف کوبی میکردم ‌.دهلیز شیب تندی داشت و باید نفرات با فاصله ایی ایمن از یکدیگر عبور میکردن .‌واگر خدایی نکرده دهلیز فرومیریخت نفرات پشتی بتوانند عکس العمل و موقعیت نجات داشته باشند .
برف را تست کردم اما برفی نبود که بشکنه یا فرو بریزه .‌با اطمینان بالا میرفتم .به بالای این دهلیز رسیدم .و به دوستان گفتم که تک تک بیایند .‌حین آمدن نفرات از بالا نظاره گر بودم .همگی نفرات به بالای این دهلیز رسیدن و به سمت قله حرکت کردیم . ساعت ۱۵:۴۸ به قله زیبای ونتار رسیدیم‌.قله ونتار از قلل میانی بین قله کهار و هفت خانی میباشد . این قله ۳۷۶۰ متر ارتفاع دارد ازسه مسیر میتوان جداگانه آنرا صعود کرد .
۱- گجسر .‌جاده آزادبر .‌گردنه عسلک .‌یال متمایل به سمت راست . قله ونتار
۲-جاده چالوس‌. جاده پل خواب ‌ . روستای کلها . قله ونتار .
۳-روستای گراب طالقان .‌قله ونتار

قله سنگی ونتار 

 

تاج قله ونتار 

 

اخرین هدف ما قله هفت خانی بود که از دور نمایان بود .‌مسافت طولانی تا هفت خانی نداشتیم ‌‌اما برف زیاد و شل سرعت مارا کمی کند کرده بود .‌در گوشه ایی استراحت جزئی انجام دادیم و دوباره حرکت کردیم‌.یال به یال مسیر را طی میکردیم‌.قرار بود که از ده اویزر فرود بیایم . مسیری ایمن انتخاب کرده بودیم ‌.که با گذشتن برف چالی طولانی به کف دره اویزر میرسید .‌لذا کوله هایمان را در ابتدای فرود این مسیر گذاشتیم وبه سمت قله حرکت کردیم .ساعت ۱۷:۴۵ به قله رسیدیم و عکس هارا گرفتیم .تایم گذشته بود وباید سریع فرود میامدیم‌. البته میدانستیم که بالاخره به تاریکی شب برخواهیم خورد .تمام مسیر های فرود را میدانستم‌ اما مسیری که به نظر کوتاه تر بود ده اویزر بود . اما ای کاش این کوتاهی را علت نمیدانستیم .البته این هم تجربه ایی ناب بود .

به سمت کوله ها برگشتیم و از مسیر برفچال فرود آمدیم ‌.مسیر مارا تا نزدیکی امام زاده بدون هیچ دردسری آورد اما نزدیک امام زاده دهلیزی بود که عبور از آن به هیچ عنوان ممکن نبود.‌با مشورت دوستان چاره ایی اندیشیدیم و یالی در سمت چپ ما قرار داشت که همان یال صعود اویزر بعد امام زاده به قله هفت خانی بود .‌ما باید خودمان را به بالای یال میرساندیم تا بتوانیم این دهلیز ودیواره هارا دور بزنیم‌.

قله هفت خانی در دور دست 

در مسیر هفت خانی 


بالا رفتن را آغاز کردیم‌‌.شیب تند و مسیر سست و سنگلاخی که تمام نداشت .‌وقتی به بالای یال رسیدیم متوجه شدم که ۵۰۰ متر از کف رودخانه بالا آمدیم‌.بالارفتن اصلا خوشایند نبود و حس خوبی نداشت . اما در کوهنوردی باید آموخت که سختی هارا باید تحمل کرد . صبررا پیشه کرد و ایمن ترین مسیر را برای رسیدن به مقصد انتخاب کرد .
حالا دیگر در مسیر اصلی بودیم‌ و پاکوب امام زاده مشخص بود .‌پیش گرفتیم‌و به سمت پایین حرکت کردیم‌‌.خداروشکر میکردم که واقف مسیر هستیم مگر نه به مشکل برمیخوردیم. واصلا اگر منطقه ومسیر هارا نمیشناختم از ونتار به بعد ادامه مسیر نمیدادیم وبه روستای کلها فرود میامدیم‌.والبته این نکته را هم قید کنم‌.‌که نفراتی که همراه من بودند . همگی اماده و خونسرد بودند .‌و لحضه ایی از سختی مسیر گله نداشتند . وشاید راز موفقیت ما از این دره و فرود همین بوده .
هوا کاملا تاریک شده بود و سکوت این دره و صدای خروشان رودخانه فقط شنیده میشد .‌به امام زاده رسیدیم .اما توقف نکردیم‌.پاکوب مسیر کاملا مشخص بود . بعضی جاها باید از رودخانه عبور میکردیم .‌که با این حجم آب پریدن از آن واقعا ممکن نبود . دیگر برایمان مهم نبود خیس شدن ،به همین دلیل به آب زدیم‌‌. هی از این پیچ به آن پیچ .
دیگر خسته شده بودیم‌.‌یادمه زمستان که به اینجا آمدیم‌‌. رودخانه انقدر آب نداشت و مسیر انقدر سختی !!! لحظه ایی شک کردم که نکنه مسیر را اشتباه آمده اییم ولی ترک مسیر را نگاه کردم و شک ام برطرف شد .
زمین و زمان قصد شکست مارا داشتند اما بیدی نبودیم که بلرزیم و این شرایط را بارها تجربه کرده بودیم‌.

مسیر فرود به کف دره اویزر 


تقریبا بیشتر مسیر را آمده بودیم ‌.وارد دهلیزی تنگ شدیم ‌که حس خوبی به این تنگه تنگ نداشتم .
از کنار دیواره ایی بلند داخل آب مسیر را پیش گرفتیم‌‌. قسمتی بود که حوضچه آب بود و آب با فشار زیاد به داخل این حوضچه میریخت و داخل شدن به این حوضچه تعادل را برهم میریخت .‌با حمایت دوستان و آرام آرام از این حوضچه به سختی عبور کردیم‌.فکر میکردیم‌ دیگرکار تمام است‌ .که به یک آبشار رسیدیم‌.‌دقیقا این آبشار را به یاد داشتم .‌و آبشار بزرگی نبود و پشت آبشار ۲۰۰ متر مانده بود به روستا. اما ما قادر به عبور این قسمت نبودیم‌. حجم و فشار آب رودخانه خیلی خطرناک بود و میتوانست حادثه ایی داشته باشد .‌
دوباره این مسیر را به قبل تنگه برگشتیم‌. و یالی را به سمت بالا ادامه دادیم‌.به امید اینکه این یال این قسمت تنگه را دور بزند و به روستا برسد .وای خدای من دوباره بالارفتن .‌دیگر جانی نداشتیم و خسته شده بودیم‌‌. چند قدم که به سمت بالا رفتیم‌‌‌. پاکوب مشخصی دیده شد .‌این پاکوب مسیر عبور عشایر به دشت اویزر بود که درست این تنگه را دور میزد و عشایر میتوانستند . دام هایشان را به دشت اویزر برساند.‌
مطمئن بودیم که دیگر این مسیر به روستا خواهد رسید . به بالای بلندی رسیدیم که روستا دیده میشد ..اما دیگر توان ادامه نداشتیم .‌قسمتی سنگ چین بود و مناسب برای استراحت. از گوشه کنار چوب جمع کردیم‌‌. و آتشی روشن کردیم و چند ساعتی را در کنار این آتش استراحت کردیم‌.و صبح با روشن شدن هوا به روستا رسیدیم‌.واین بود فرودی عجیب الغریب که ممکن است برای هرکس اتفاق بیفتد .‌ومهم این است که عملکرد ما چه گونه باشد.
تمام سختی های مسیر را تحمل کردیم تا حادثه ایی رخ ندهد .‌لذا اگر تحمل سختی کشیدن و قدرت تحمل بحران را ندارید به همان کوهنوردی نرمال ادامه بدهید .‌
از تمام همنوردانم که شکیبایی پیشه کردند ممنونم‌.
درسته فرود چالشی داشتیم .‌اما صعودی به یادگار در ذهن هایمان خواهد ماند .
مسیر فرود قله هفت خوانی در این فصل جز مهم ترین مسائلی هست که باید به آن توجه شود .مسیر آزاد بر و سپهسالار میتواند از مسیر اویزر مناسب تر باشد .
حتما قبلا اجرای این برنامه ها منطقه را خوب بشناسید تا بتوانید در تاریکی شب و یا شرایط بحران بهترین تصمیم فرود را بگیرید .